السيد محمد حسين الطهراني

6

امام شناسى (فارسى)

ما به يارى خدا و استمداد از روح پاكان و اولياى خدا در اين روزها اصل اين مساله را بررسى مىنمائيم و از روى كتاب خدا و نصوص صريحه‌اى كه از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله وارد شده است شرائط امام را بيان مىكنيم بِحَولِهِ وَ قُوَّتِهِ وَ لَا حَولَ وَ لَا قُوَّةَ إلّا باللهِ العَلىِّ العَظِيم و براى توضيح اين معنى قبل از استدلال به آيه فوق كه در مطلع سخن ذكر شد شاهد و مثالى را از باب مقدمه ذكر مىكنيم . امام به‌منزلهء قلب در پيكر انسان است در بدن انسان دستگاه‌هاى مختلف و متنوّعى وجود دارد كه هر يك در انجام وظيفه‌اى مختصّ به خود مشغول فعالّيّت است . چشم براى ديدن و گوش براى شنيدن و بينى براى تنفّس و بوئيدن و زبان براى چشيدن و دست و پا براى أخذ نمودن و راه رفتن است هر يك از اين اعضاء در انجام وظيفه خود ساعى و كوشاست ولى نيروى خود را از نقطه نظر حيات مادّى از قلب مىگيرد . قلب خون را به تمام اعضاء و جوارح مىرساند و در هر لحظه به‌آنها حيات نوينى مىدهد و خون تازه به وسيله ارسال قلب آنها را زنده و با نشاط نگاه مىدارد ، به‌طورىكه اگر در يك لحظه قلب متوقّف گردد و از سركشى و سرپرستى خود باز ايستد اين اعضاء زنده و شاداب به صورت مرده و كدر درآمده تمام خواصّ خود را از دست مىدهند . چشم نمىبيند ، گوش نمىشنود ، دست حركت ندارد ، پا نيز مرده و بىحسّ مىگردد . بنابراين فايدهء قلب همان عنوان سرپرستى و زعامت و ايصال حيات به اين اعضاء تحت حيطهء اوست ، كسى نمىتواند بگويد ما به قلب نياز نداريم زيرا از قلب كارى ساخته نيست ، نه مىبيند و نه مىشنود و نه سخن مىگويد و نه مىنويسد و نه و نه . . . ما چشم داريم و با چشم مىبينيم ، و گوش داريم و با گوش مىشنويم ، و زبان داريم و با او مىگوئيم ، و دست داريم و با او مىنويسيم . اين سخن بىجا و غلط است چون چشم بدون قلب و گوش بدون قلب و زبان بدون قلب مرده و صفر است ؛ آن بينائى كه در چشم ، و شنوائى كه در گوش است به علّت نيروى قلب است . چشم در هر آن مواجه با هزاران آفت و فساد خارجى